|
|
|
|
|
چه تلخم. مثل همين كاكائو! نه كه حرف براي گفتن نيست. هست. اما .. نميدونم. شايد از همين دلزدگيهاي رايج اين روزها باشد. شايد پس گذراندن برخي سختيها كمي ضعيف شدهام. نمردهام .. خواب آلودم شايد. گيج يا سردرگم. واژهها از من فرار ميكنند. "خدايا .. معاني از واژگان رخت بربسته اند .. معاني را به كلمات بازگردان" *. * : يادم نيست چنين مناجاتي را كجا خواندم. گفتم مناجات .. رمضان است ولي .. رمضان امسال هم به حال من ميآيد! از اين چقدر دلتنگم. |
||
|
+
نوشته شده در سی و یکم شهریور 1386 توسط کاکائو
|
|
||